شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
15
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
مىساخت ( 1 ) و همچون برادرش حسين در عاشورا بر فداكارى و جانبازى همت مىگماشت ، بىشك جنگ ، با نابودى تمامى افراد اين جبهه پايان مىيافت و باند اموى بدين وسيله به پيروزى درخشانى - كه بدون اين ، در دسترسش نبوده و فكرش را هم نميكرد - نائل مىگشت . چه پس از نابودى اين جبهه ، ميدان براى معاويه خالى و بىرقيب مىماند و امكان همه گونه تركتازى و جولان مىيافت و در نتيجه ، امام حسن به همان سرانجامى كه سخت از آن پرهيز داشت دچار مىگشت . و فداكارى و جانبازى او نيز در آراء عمومى بجز اعتراض و ايراد اثرى بجاى نميگذاشت . « 1 » .
--> ( 1 ) زيرا معاويه با اصرار تمام ، به دو پيشنهاد صلح مىكرد و براى قبول هر شرطى براى خدا و بنفع امت خود را آماده نشان ميداد ؛ حفظ جان امت را بيادش مىآورد . اين پيشنهاد بطور علنى به اطلاع هر دو جبهه رسيد و همه از آن آگاه شدند . درحالىكه همه ميدانستند - هم امام حسن و هم معاويه و هم هر دو سپاه - كه اگر جنگ ادامه يابد پيروزى از آن معاويه خواهد بود . در اين صورت اگر امام حسن بر ادامهى جنگ اصرار مىورزيد و سپس به آن سرانجام دچار مىشد هر كسى به خود حق ميداد كه او را توبيخ كند و دربارهى او از هر گونه سرزنش خوددارى نورزد . و اگر در آن روز امام حسن براى جنگ به اين عذر متشبث مىشد كه : معاويه به شرائط صلح عمل نخواهد كرد يا اينكه او نميتواند امين بر جان و دين ملت باشد . كسى اين عذر را از او نمىشنيد چه ، اظهار آمادگى معاويه براى قبول هر قيد و شرط ، همه را فريب داده بود . در آن روز هنوز چهرهى زشت امويان آنچنان بىپرده و آشكار نبود كه بتواند به قبول نظر امام حسن كمك كند يا معاويه را منكوب سازد زيرا همانطور كه گفتيم ، عامهى مردم به او به نظر يك مسلمان با سابقه مىنگريستند و در اين خصوص سخت تحت تأثير تبليغات دستگاه معاويه بودند . ولى در روزگار سيد الشهداء اين پردهى فريب از هم دريده بود و بدين جهت فداكارى و جانبازى او ميتوانست در زمينهء يارى حقيقت و اهل حقيقت آثار جاويدى بگذارد . . و گذارد و خدا را سپاس . . در اين باره به فصل چهاردهم همين كتاب رجوع كنيد .